ماهی سیاه کوچولو

ماهی سیاه کوچولو  

داستان بسیار زیبا ماهی سیاه کو چولو اثر صمد بهرنگی


DownLoad

 


 

نوشته شده توسط عباس دوری در جمعه هجدهم دی 1388 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت


نمی دونم از کی

گدایان بهر روزی کودک خود را کور می خواهند

طبیبان همگی مخلوق را رنجور می خواهند

گل فروشان,مرده شوران راضیند بر مردنه خلق

بنازم مطربان را جملگی مخلوق را مسرور می خواهند

   --------------- نمی دونم از کی ---------------


 

نوشته شده توسط عباس دوری در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 23:21 موضوع | لینک ثابت


یادگـــاری

چیزی بکش,شعری بگو,آوازی بخوان

شانه هایت را بردار آهنگی بزن

حالا اگه پرت و پلا بود

اگه شرو ور بود که بود, بود که بود

توی اشپزخانه رقصی بکن از این سو به اون سو

اگر شتری شد ,شد که شد

خلاصه یه خل بازیی از خودت به جا بذار

چیزی که در این روزگار پیش از تو نبوده

---                                            ---


 

نوشته شده توسط عباس دوری در شنبه دوازدهم دی 1388 ساعت 19:11 موضوع | لینک ثابت


میخواهمت

گر چه آن قدر که می خواهم

 به تو نامه نمی نویسم

هر روز....

 در فکر تو هستم

 گاه در فکرِ

 و گاه در رؤیاهایم

 برای تو

 مهم نیست

 به چه فکر می کنم

 هر روز برایت نامه ای می نویسم

دلم برایت تنگ می شود.


 

نوشته شده توسط عباس دوری در یکشنبه ششم دی 1388 ساعت 3:13 موضوع | لینک ثابت


نرو

نـــــــــــــــــــــــــــــــرو

رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن
ابتداي يك پريشاني است حرفش را نزن
گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هايم بي تو باراني است حرفش را نزن
آرزو داري كه ديگر برنگردم پيش تو
راهمان با اين كه طولاني است حرفش را نزن
دوست داري بشكني قلب پريشان مرا
دل شكستن كار آساني است حرفش را نزن
خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشكني
اين شكستن نا مسلماني است حرفش را نزن
حرف رفتن مي زني وقتي كه محتاج توأم
رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن .


 

نوشته شده توسط عباس دوری در یکشنبه ششم دی 1388 ساعت 2:46 موضوع | لینک ثابت


مهربانم


 

نوشته شده توسط عباس دوری در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 16:47 موضوع | لینک ثابت


استاد و شاگردان

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.

استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد

 


 

نوشته شده توسط عباس دوری در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 16:8 موضوع | لینک ثابت


اهنگ خیلی قشگی

من این اهنگ را خیلی دوست دارم و شبها با هدفون به اون گوش میدم امیدوارم خوشتون بیاد

و اینکه نمیدنم خوانندش کیه؟ همین...

دانلود 


 

نوشته شده توسط عباس دوری در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 17:12 موضوع | لینک ثابت


کاش یک زن نبودم

 

دختر خانمهای که به فکر دوستی و ازدواج هستند بد نیست این داستان را بخوانید  مطمن باشید ضرر نداره دانلودش کمتر از ۳دقیقه هست

 دانلود

منبع:story-short.blogfa.com

 


 

نوشته شده توسط عباس دوری در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 23:11 موضوع کاش یک زن نبودم | لینک ثابت


کشف حجاب در اروپا

کشف حجاب در اروپا


 

نوشته شده توسط عباس دوری در سه شنبه دهم آذر 1388 ساعت 18:1 موضوع کشف حجاب در اروپا | لینک ثابت



آمار